خرید بک لینک

مهدی ویس کرمی : ترانه تا ابد جاوید دایه دایه حماسه ای نه فقط قبیله ای و قومی بلکه حماسه ای ایرانی است که از خلیج همیشه فارس تا خزر کمتر ایرانی ی وجود دارد که با این ترانه آشنا نباشد. پر واضح است که بخشی از آشنایی ایرانیان به دوران جنگ تحمیلی و رشادتهای لران در این جنگ مربوط می گردد. البته این ترانه، ترانه ای بس کهنتر است و تاریخچه ی آن به سال 1295 خورشیدی باز می گردد.

مردمان لر در طول تاریخ در برابر هجوم بیگانگان به مرزهای سرزمینشان همواره در ایستادگی و پایمردی زبانزد بوده اند، چه دلاوریهای آریوبرزن در برابر اسکندر و یونانیان ، و یا ایستادگی دیگران در برابر تازیان، مغولان، تیموریان، افاغنه و .....

در سالهای 1295 تا 1297 خورشیدی آنگاه که ایران به اشغال متفقین در می آید، روسها که متحدان انگلستان در این نبرد بودند بخشهای وسیعی از باختر ایران تا خرم آباد و بروجرد و پشتکوه را به اشغال در می آورند. در خبر است در آن سالها یکی از افسران روسی درشهر بروجرد قصد حتک حرمت یک زن لر را دارد که جمعی از مردان لر و دیگر رهگذران به دفاع در برابر افسران روسی برمی خیزند و مانع بردن این زن می شوند.

واین ماجرا سرآغاز بیعت و پیمانی کم نظیر در بین طوایف پیشکوه و پشتکوه لرستان(ایلام کنونی) علیه اشغالگران بیگانه می گردد؛ که با یک سلسله درگیریهای شدید لرها ارتش روسها و انگلیسیی ها را تا قزوین به عقب می رانند!!

در این نبرد نابرابر دو تن از نوازندگان پراحساس بومی به نامهای نظرعلی و علی اقدام به سرایش ترانه ی پرشور کردند که تا به امروز برگ زرینی در دفتر تاریخ موسیقی لرستان و ایران بوده است.

این ترانه به تدریج در طول سالیان بعد تغییراتی را پذیرا شد و به صورت امروزین درآمد. در ادامه بخشهای از ابیات کهن و اصیل آن ترانه که امروز اثری از آنها نیست و به ذکر دلاوریهای طوایف بیرانوند، سکوند و ... در نبرد یاد شده می پردازد، می پردازیم:

1- حئف خُم سی بئرنون ده عهد مردو                 

ده وروگرد چول مئ کرد تا تخت تئرو

2- لرسون و کردسون و بختیاری                        

 بئرنون تفنگ وَنَه سَکون سواری

3- هم یدالا شئر جنگی هم نصوالا خون زنگی      

  چه کشئم چه زخم دارئم ده مئن مئدو

دایه دایه وخت جنگه    

تفنگ که بالا سرم پرش ده شنگه

4- یدالا گُت نصوالا شُو نکنی کئ                      

ورم رو پشتم کمر جا جنگمو نئ

5- یدالا گُت ملتئ که هئ وه گیره                     

تو و توپت جنگ کنی مه وی سه تیره

دایه دایه وخت جنگه    

تفنگ که بالا سرم پرش ده شنگه

6- آساره ده آسمو مایی ده آؤه                         

مردو خون بئرنون منی قصاؤه

7- یدالا و نصوالا دو باز بال دار                        

دؤسن سی تفنگئا تا پاپی خالدار

دایه دایه وخت جنگه    

تفنگکه بالا سرم پرش ده شنگه

8- ده قلا کرده وه در شمشئر وه دسش                

 چی طلا برق مئ زنضه لغُم اسبش

9- بئرنون و باجولون بالاگریوه                          

 سی هزار سوار دارن سی هر چئ دئوه

ترجمه:

1- افسوس برای من در دوران مردان خان بیرانوند / از بروجرد تا تهران را از شر دشمن خلوت می کرد.

2- در لرستان، کردستان و بختیاری / بیرانوندها در میدان تفنگ شلیک می کردند و سکوندها اسب سواری می کردند.

3- هم یدالله و هم نصرالله ( دو تن از خوانین و جنگاوران وقت) مانند شیران جنگی در میدان نبرد چه کشته شویم چه مجروح خوب است.

4- یدالله خطاب به نصرالله گفت شانه کوتاه نکن که اینجا برای نبرد جای مناسبی نیست، پیش رویمان رود و پشت سرمان کوه است.

5- یدالله گفت : ای مردم این چگونه نبردی است که شما با توپ می جنگید و ما با این تفنگ سه تیر.

6- ستاره در آسمان است و ماهی در آب / مردان خان بیرانوند در میدان بسان قصابی است .

7- یدالله و نصرالله بسان دو عقاب بالدار / تا روستای «پاپی خالدار» برای آوردن تفنگ دویدند

8- از قلعه شمشیر بدست بیرون آمده است / مانند طلا زین و لگام اسبش می درخشد.

9- بیرانوند، باجولوند، و ایل بالاگریوه / سی هزار سوار جنگنده برای نبرد با دیوان دارند.

 اما در ادامه این ترانه بازسازی شده است و در آن از

شیرزن لری به نام «نازی» یاد شده است؛

نازی ائ تو سئ بکو جومه ورته            

 دُر کرده دوو قؤرسو شئر نرته.

 ( نازی تو پیراهن سیاه بر تن کن / که شیر نرت را در گورستان خاک سپردند)

نازی ائ تو سئ بکو سئ که قلایی      

سی چئ نفری کردی مه خو وا دما نیایی.

(نازیی تو پیراهن سیاه بر تن کن چرا که محمدخان را نفرین کردی که از سفر بازنگردی)

«نازی خانم بیرانوند مادر فاضل اسدخان از زنان متهور بود در شعر دایه دایه درباره ی نازی خانم دیگری نیز ذکری به میان آمده است. فرزندان هر دو نازی خانم از شجاعان زمان خود بودند.نازی خانم دیگر دختر حاج عالیخان سگوند و همسر علیمردان خان فیلی بود. »(سیف زاده سیدمحمد، پیشینه تاریخی موسیقی لرستان،خرم آباد، انتشارات افلاک، 1377 )

اما ترانه کهن دایه دایه در سال 56 با صدا و حنجره ی اساطیری استاد رضا سقایی، و تنظیم استادانه ی مجتبی میرزاده به ایرانیان معرفی شد. و ابیات شورانگیز جدیدی بر آن اضافه شد.

زین و برگم بونئد وو مادیونم          خورمه بورئتو سی حالوونم

 زین و برگ مرا بر مادیانم ببندید و خبر مرگ مرا بر دایی هایم ببرید

سنگریانه برمنت لشمه درآرئت        بؤرئتم سی دالکه ام بونگمه ورآرئت

سنگرها را خراب کنید و جنازه ی مرا برای مادرم ببرید تا مرا مویه کند

کاغذی رئ بکنئد وو دخترونم بعد          خُم شی نکنن وو دشمنونم

پیغامی برای دخترانم بفرستیدکه بعد از من با دشمنانم ازدواج نکنند

برارونم خیلئ ان هزار هزارن               سی تقاص خین مه سر درمیارن

برادران من زیادند و برای انتقام خون من سر برمیدارند

قلایانه بگردئت چینه وه چینه         لشکمه وردارئت کافر نینه

قلعه ها را جستجو کنید و جنازه ی مرا بردارید تا کافران جنازه ام را نبینند

اما این ترانه بار دیگر در دوران دفاع مقدس توسط محمد میرزاوندی و کمانچه ی استاد علی اکبر شکارچی اجرا شد ، و مجدداً ورد زبان تمام لرها و ایرانیان گشت.

منبع : لور

برچسب: نگاهی به تاریخچه رقص در ایران,نگاهی به تاریخچه شبکه های اجتماعی,نگاهی به تاریخچه ایران, نویسنده: یاسین باقری تاريخ: جمعه 26 آذر 1395 ساعت: 16:16

صفحه بندی